تبلیغات
بانک دانلودومطالب مذهبی - گمشدگان منتظر)
 
 


<-BlogDescription->

گمشدگان منتظر)

(گمشدگان منتظر)

پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در روایتى شگفت مى فرماید:

«بر خدا سزاوار است كه اهل ضلالت را به بهشت وارد سازد؟»

«حقیقٌ على اللّه أنْ یُدخِلَ اَهلَ الضَّلالِ الجنّة.»( [1] )

ضلالت و بهشت ؟؟! آیا پذیرفتنى است؟

این غرابت شاید در همان دوران هم همه را به شگفتى كشانده باشد. و شاید از همین روست كه امیرالمؤمنین(علیه السلام) برادر و یار همیشگى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)سخن او را تبیین و تفسیر مى كند:


«پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) با این تعبیر ایمان آوردگانى را قصد فرمود كه در زمان فتنه بر پیروى از امام غائبِ خویش به پا خیزند، امامى كه جایگاهش پنهان و وجود نازنینش پوشیده از همه دیدگان است.

آنان به پیشوایى او اقرار دارند و به ریسمان ولایت او چنگ زده و چشم انتظار ظهور او هستند. یقین مىورزند، تردید ندارند، صابر و شكیبا، و تسلیم فرمانهاى او هستند.

ضلالت آنها تنها به این معناست كه نسبت به جایگاه امام شان و شناسایى شخص پیشواى شان گمشده به حساب مى آیند.»( [2] )

پس این «گمشدگى» است نه «گمراهى»! و این «گمشدگى» ماست نه «گمشدگى امام»! این گمشدگى را به تعبیرى دیگر مى توان سرگشتگى نامید.

و زیباست تعبیر مولا كه فرمود:

«در زمان فتنه به پیروى از امام بر مى خیزند.»( [3] )

گمشده نمى نشیند، گمشده احساس آرامش نمى كند، گمشده از جستجوى راه دست نمى كشد، گمشده منتظِر در طلب امامش، در تكاپوى یافتن مولایش، سرگشته و سرگردان است.

پس یكى از ویژگیهاى منتظرین را همین سرگشتگى و سرگردانى و احساس گمشدگى مى توان دانست.

(انتظار همیشگى)

انتظار، وقت نمى شناسد، صبح و شام نمى شناسد، گاه و بیگاه نمى شناسد. انتظار سوز شوقى است كه به جان مى افتد، شعله عشقى است كه در دل مى گیرد، تا جان به تن منتظران است و تا دلشان مى طپد، انتظارشان مى سوزاند و گرما مى بخشد.

در خانه اند یا در كوچه و بازار، در بسترند یا در كشاكش كار، در تنهایى یا در اجتماع، در آسانى یا در سختى، در سلامت یا در مریضى، در وطن یا سفر، در هر زمان، در هر جا، و در هر حال، فكر و ذكر منتظران مشغول به یار مورد انتظار است. اصلاً بنده مؤمن خدا، در دوران غیبت امامش، لحظه اى را بى انتظار نمى گذراند:

«انّ احبّ الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج و مادام علیه العبد المؤمن.»

«محبوب ترین كارها در نزد خداى عزّوجلّ انتظار فرج است و بنده مؤمن همواره در حال انتظار به سر مى برد.»( [4] )

و امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«انتظر الفرج صباحاً و مَساءً.»

«در هر صبح و شام منتظر فرج باش»!

این فرمان امام به انتظار، از نگاهى دیگر نوعى خبردادن از نامعلومى زمان فرج است، به عبارت دیگر شاید مقصود این باشد كه صبحگاهان منتظر فرج باش، زیرا چه بسا تا شامگاهان فرج فرا برسد; و شامگاهان منتظر فرج باش، زیرا چه بسا تا صبحگاه بعدى ظهور امضاء گردد.


( گنج انتظار )

در بین قصه هاى كهن ایرانى، قصّه پیرمردى را مى خوانیم كه وقتى مرگ خویش را نزدیك مى یابد، پسرانش را فرا مى خواند و سخن از گنجى بزرگ به میان مى آورد كه در مزرعه مدفون است. او بدون آنكه مكان دقیق نهانى گنج را به آنان بگوید چشم از دنیا فرو مى بندد.

فرزندان او در طلب گنج سرتاسر زمین مزرعه را مى كاوند و در پایان ناامید از پیدا كردن گنج، بر زمین زیر و رو شده و به خوبى شخم خورده، بذر مى پاشند. چند ماهى بعد، زمانى كه انبوه چشم نوازِ گیاهانِ روییده از خاك خوب و آماده، به بار مى نشینند و محصولى سرشار و ثروتى فراوان به ارمغان مى آورند، راز گنج مزرعه گشوده مى شود و عاقبت اندیشى پیرمرد حكیم بر فرزندان آشكار مى گردد.

انتظار را از آن رو كه خود كندوكاوى جهادگرانه است و از آن جهت كه حركت و تلاش و مقاومت و صبر را به همراه دارد، مى توان به جستجوى بى امان فرزندان در طلب گنج موعودِ پیرمرد شبیه دانست. با این تفاوت كه گنج موعود انتظار، خود نیز حقیقتى تردید ناپذیر است.

انتظار دوران با شكوه امام زمان(علیه السلام) تنها بهانه اى براى حركت پیگیر منتظران نیست، بلكه خود نیز براستى گنجى واقعى است، گنجى كه پربهاتر از آن در سرتاسر آفرینش وجود ندارد.

انتظار امام زمان(علیه السلام) یعنى انتظار خلاصه همه خوبیهاى خلقت.

و انتظار دوران امام زمان(علیه السلام) یعنى انتظار عصاره همه تاریخِ سراسر نور و هدایت پیامبران.

اگر انتظار كشیدى و به مقصود رسیدى، او را دیدى، كلام جانبخشش را شنیدى، دست عنایتش را برسرت احساس نمودى، در سایه حكومتش حكومت توحید و عدالت و انسانیت را تجربه كردى، و در دوران خلافتش، خلیفة اللّهىِ انسان را مجسّم یافتى، كامیاب خواهى بود.

و اگر انتظار كشیدى و به مقصود نرسیدى، او را ندیده مُردى، و طعم عدالت موعود را نچشیده وعده حق را اجابت كردى، باز هم كامیاب خواهى بود; زیرا انتظار فرج خود از بالاترین مصادیق فرج و گشایش است.

«انتظار الفرج من اعظم الفرج»( [5] )

( روبه روى یار )

دو نفر كه به هم پشت كرده اند هر چه پیشتر بروند و هر چه بیشتر زمان بگذرد از هم دورتر مى شوند. حال اگر یك نفر ایستاد یا برگشت براى به هم رسیدن آن دو كافى نیست، مگر آنكه وقتى برگشت آنقدر سریع حركت كند كه بتواند راه رفته خویش و مسافت طى شده توسط دیگرى را جبران كند.

امّا اگر هر دو رو به هم برگشتند دیرى نمى پاید كه دوباره به هم مى رسند.

بیایید تا مواظب باشیم پشت به یارِ موعود نكنیم و در راهى خلاف راه او حركت ننماییم.

بیایید مراقب باشیم كه اگر خود از او روى گردانده ایم لااقل آنقدر به فساد و تباهى كشیده نشویم كه او هم از ما روى بگرداند.

امّا ـ اگر خدا نكند ـ روزى چنین نیز شد، مبادا كه ناامید شویم، مبادا كه غفلتمان ادامه پیدا كند! بیایید در آن حال هم باز به سوى او برگردیم و از همه قواى خود از همه استعدادهاى خود، از همه بود و نبود و دار و ندار خود، مایه بگذاریم و از هر كس و از هر وسیله ممكن مدد بگیریم و فاصله فراق را جبران كنیم.

اصلاً بیایید كارى كنیم كه همیشه رو به او داشته باشیم، كارى كنیم كه هرگز او روى از ما نتابد و ما از او روى نتابیم.

آخر مگر نه این است كه در یكى از همین فرداها او خواهد آمد و ما را به یارى خواهد طلبید؟ اگر رو به او نداشته باشیم، اگر از او فاصله گرفته باشیم، اگر صدایش را نشنویم، یا اگر اینهمه دورى معنوى ما را در جبهه مخالفین او قرار داده باشد، چه باید بكنیم؟ چگونه باید سیاه روزى و نگون بختى خود ساخته را، جبران كنیم؟

در آنروز درد و داغ و حسرت مان چه سودى مى بخشد و ابراز باور و ایمان مان چه نفعى دارد؟

«امام صادق(علیه السلام) درباره آیه:

(یَوْمَ یَأْتِى بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِى إِیمانِهَا خَیْراً.)( [6] )

فرمود:

«الآیات هم الأئمة و الآیة المنتظر القائم(علیه السلام)فیومئذ لاینفع نفساً ایمانها لم تكن آمنت به قبل قیامه بالسیف، و إن آمنت بمن تقدّمه من آبائه(علیهم السلام).»( [7] )

«روزى كه برخى آیات پروردگارت ظاهر گردد، كسى كه از قبل ایمان نیاورده است یا در ایمان خود خوبى و خیراتى بدست نیاورده باشد، ایمان آوردنش سود نمى بخشد. آیات همان أئمه(علیهم السلام) هستند و آیه مورد انتظار، حضرت قائم(علیه السلام) است. پس در آنروز كسى كه قبل از ظهور با شمشیر به او ایمان نیاورده باشد، ایمان آوردنش نفعى نمى رساند، اگر چه به همه امامان پیش از او ایمان داشته باشد.»

( انتظار و دعا )

دعا كردن خواستنى ساده نیست، طلب نمودنى معمولى نیست، بلكه ایمان به خدا و قدرت مطلق اوست، باور داشت سبب سازى و سبب سوزى اوست، جهت بخشى به خواسته هاست، نوعى تطبیق دادن یا در خواست مطابقت بین مطلوبات مورد نیاز بشر، با اراده و مشیّت خداست.

و بدین سان در دعا براى فرج، تنها به الفاظى حاكى از نیاز به گشایش و جملاتى با مفهوم در خواستِ تعجیل ظهور، اكتفاء نمى شود، بلكه چنین دعایى با ایمان به خدا و اعتراف به توانایى هاى بى نهایت او و عشق به حاكمیت اراده او و جهت گیرى به سمت توحید و عدالت و حركت در مسیر تحقق خواسته هاى الهى و كوشش در راه نزدیك ساختن ایده هاى خویش به نویدهاى دوران پس از ظهور همراه است.

چون چنین است، دعا براى فرج از مصادیق انتظار است. بلكه بالاتر از این، دعاكننده منتظِر از زمره خاصّان به شمار مى آید، چنانكه فرموده اند:

«هركس بر بلا شكیبا باشد و به وسیله دعا چشم انتظار فرج از سوى خدا باشد، از خاصّان محسوب مى شود.»( [8] )

و چون چنین است، دعا براى فرج در كلام معصومین(علیهم السلام) ملازم و همراه با انتظار فرج ذكر مى شود، چنانكه راوى گوید: در نزد امام(علیه السلام)سخن از غیبت مهدى(علیه السلام) پیش آمد، پرسیدم: شیعیان شما در آن زمان چه كنند؟ فرمود:

«علیكم بالدّعاء و انتظار الفرج.»

«بر شما باد كه دعا كنید و منتظر فرج باشید.»( [9] )

و نیز از این روست كه حضرت مهدى(علیه السلام)در توقیع شریف خویش مردم را نه فقط به دعا كردن، بلكه به زیاد دعا نمودن براى تعجیل فرج، سفارش مى فرماید و همین دعا كردن را فرج و گشایش مسلمین مى شمارد:

«اكثروا الدّعاء بتعجیل الفرج فانّ ذلك فَرجُكم.»( [10] )

و بهمین خاطر است كه امام رضا(علیه السلام) به دعا كردن براى حضرت صاحب الزّمان(علیه السلام) فرمان مى داد:

«عن یونس بن عبدالرحمان: أن الرّضا(علیه السلام) كان یأمر بالدّعاء لصاحب الامر(علیه السلام).»( [11] )

( منتَظِر و منتَظَر )

نه چنان است كه خلقى چشم انتظار ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) و عملى گشتن وعده هاى الهى به دست او باشند ولى او خود بى خبر از اینهمه اشتیاق، رها از هر دغدغه اى، گوشه آسایشى براى خویش گزیده و نسبت به درد و رنج و شكنج شیعه و یارانش بى تفاوت و بى احساس، روزگار غیبت را سپرى سازد!

او علاوه بر آنكه از اوضاع و احوال منتظرانش آگاه است.( [12] ) و در مراعات حال آنان كوتاهى نمى كند و یادشان را از خاطر نمى برد( [13] )، خود نیز در حالت انتظار به سر مى برد.

او چشم انتظار اذن خداست( [14] )، تا از پرده غیبت بدر آید و خورشید جمال خویش را بى هیچ حجابى به جهانیانِ در ظلمت نشسته بنمایاند.

او چشم انتظار فرمان پروردگار است( [15] ) تا با سلاح عقل و علم و عطوفت ـ و نه با شمشیر فقط ـ همه دلها را مسخّر خویش گرداند و همه سرزمینها را به زیر سلطه دین و عدالت در آورد.

او چشم انتظار آسایش دوستان و موالیان خداست.( [16] ) تا در سایه حكومت توحیدى او از رنج انتظار بیاسایند و از فتنه هاى دوران غیبت رهایى یابند و با استمداد از علم و عدالت او قلّه هاى كمال را یكى پس از دیگرى در نوردند.

همین چشم انتظارى هاى امام زمان(علیه السلام)است كه نیمه شب ها خواب را از چشمان مباركش مى گیرد و اشك سوزانش را برگونه هاى مقدّسش جارى مى سازد و ناله و ندبه اش را باعث مى گردد.

«اللّهمَّ طال الانتظار، و شَمُتَ بنا الفجّار، وصَعُبَ علینا الانتصار.»( [17] )

«بار خدایا ! انتظار طولانى شد و مورد نكوهش كافران قرار گرفتیم و یارى نمودن ما یكدیگر را، مشكل گردید.»



::
نویسنده : عین میم
تاریخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392